هوای پرواز...

باز امشب دل من هوای پرواز کرده است...
شب از نيمه گذشته، باز سکوت و سياهی بر شهر حکم می راند و باز مردم خسته را مرگ فرا گرفته است! آيا اين شهر مُرده، روزی رنگ زندگی به خود خواهد ديد؟!
نه رازی، نه نيازی... ! نه شوری، نه حالي... !
نه صدايی، نه سماعی، نه جوشی، نه خروشی...!
وای... خدايا! اين سکوت مرگبار چقدر گوش خراش است!
اما...، اما خوب گوش کن! می شنوی؟

سبوحٌ قدّوس...سبوحٌ قدّوس...سبوحٌ قدّوس...
سبوحٌ قدّوس...سبوحٌ قدّوس...سبوحٌ قدّوس...

می شنوی؟ صدا بلند و بلندتر می شود، نزديک و نزديکتر...، چه غوغايی بر پاست...
در و ديوار، سنگ و خاک، زمين و آسمان، همه در همهمه اند!
صدای مناجات زمينيان، تا آسمان بالا رفته! صدای مناجات آسمانيان را می شنوی؟!
چه نوای دلنوازی...! چه نغمه دلنشينی...!
تو هم همنوا شو..،زمزمه کن...،

سبوحٌ قدّوس...سبوحٌ قدّوس...سبوحٌ قدّوس...
.
.
.
شب از نيمه گذشته، باز سکوت و سياهی بر شهر حکم می راند و باز مردم خسته را مرگ فرا گرفته است! اما...
باز امشب دل من هوای پرواز کرده است...!

/ 7 نظر / 3 بازدید
darya

kheili ziba bud.....movafagh bashid

خلوت گزيده

سلام...نمي دونم چي بگم...فقط بذار از زبون خواجه شيراز بگم كه...«فراموش مكن وقت دعاي سحرم»...

zeynab

اومدم يه چيزي بنويسم ، ولي چيزي به ذهنم نرسيد ، يه جمله از " جي .پي.وسواني " نوشتم :

zeynab

در دعاها آنقدر با خدا حرف ميزنيم كه صداي او را نمي شنويم . خاموش بودن را بياموزيد ، آنگاه خواهيد شنيد . تا زماني كه صداي او را نشنويد ، به ارتباط واقعي به او دست نيافته ايد !

مهربد

سبّوحٌ قدّوس....سبّوحٌ قدّوس....

یار آشنا

چقدر من این مناجات سبوح قدوس رب الملائکه و روح رو دست دارم. دلمون رو هوایی کردی حق یارت

عاصي

اين اكثـريتي كه « آ ب دريا را با آ ب حـيات اشتباه گرفـته انـد» ، و هر چه بيشتر مصرف مي كنند، عـطـش -- شان « كو يري تر » مـيـشود، مـگر ر و ز هـا بيدا رند و مي دانند چه ميكنند و در پي چه « گمـشده اي » هـستند؟! ( پيوسته باران باشيد )