بيچاره داداش کوچيکه!

 

[بابا به دوستش:]

هزار دفعه گفتم جلوی بچه اين حرفا رو نزن...! ببين چه جوری چشم و گوشش واز شده!!!!

 

 

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

والا من که خيلی وقته نمی فهمم اينجا چی ميگذره!

چشمه

مثل اينكه برق گرفتتش.

ترانه مجهول !!!

....نمی دانم خودتان هستيد يا نه ؟ نمی دانم اين چند نوشته اخير مال خودتان هست يا نه ؟ نمی دانم همه اينها را هم همان ساکت هميشه ساکت می نويسد يا نه ؟ اما يک چيز را به خوبی می دانم اينکه اتفاقی افتاده است ؟ در شما يا بر شما ! ارادتمند :خواهر کوچيکه !

در اوج تنهایی

من که می گم شما يه جورايی شدين شما می گين نه !!! ديدين حالا صدای همه در اومده !!! ولی جدی يه پيشنهاد : برای دل خشکونکه ما هم که شده از اون متنهای قديم لا به لای نوشته هاتون بذارين . ممنون (:

man

فکر می کنم حرفهايی هست که بايد گفت وحرفهايی که می شود نگفت وحرفهايی ...شايد..

پوريا

حيدر مدد !!! :) دربست چاکريم :) هر جوري هم بنويسي ، باز هم ميام ميخونم ... بر خلاف نظر دوستان عزيز خيلي هم حال کردم با اين نوشته ... تريپ با کلاسيه و خوب من مي فهمم چي نوشتي ... :) شاد باشي ... :)

لات جوانمرد

ايول خيلي با حالي ادم مي خونه روحش تازه مي شه ...زت زياد

مهربد

راست می گی چه حرفهایی جلوی تو گفته اند که نباید می گفتن !کاشکی همه ناشنوا بودیم و این همه حرفهای ... نمی شنیدیم!