گرفتن هر ساله

من فراموش کرده بودم...، ولی دل يادش مانده بود گرفتن هر ساله را...، پس از اولين روز خدا!

حکمتش را هنوز نمی دانم...

شايد آنقدر اهريمنم که نزول خدا را تاب نمی آورم...

شايد آنقدر تاريکم که روشنايی دلم را می زند...

شايد آنقدر دورم که نزديکی گريه ام می اندازد...

چه دل نازکم می کند اين ماه...

چه بچه می شوم اين شبها...

هر سال من ياد دل می آوردم شبِ گرفتن را...، اما امسال، اول گرفت، بعد تقويمش يادش آمد!

دل دست آموز...، دل شرطي...؟ يا ساعت طبيعي...، تقويم غريزي...؟! نمی دانم...

نمی دانم اگر امشب باران نمی باريد،‌ باز هم دل حالی به حالی می شد...؟

کاش نمی باريدی باران...،‌ کوچکم کردی باز...، بچه شدم باز...، بچه شدم...!

امشب بچگانه می نويسم...!

امشب می نويسم تا دلم خالی شود...! می نويسم تا دل آرام بگيرد...، مثل روزهای احمقانه نوجواني!

مرا ببخش ساکت جان! مرا ببخش! هر چه فرياد داری بر سر خدا بکش!

با اين قضا و قدر چيدنش! با اين آزمونها و نمره دادنهايش! با اين ادا و اصول ملوکانه اش!

چه بگويم با تو خدای من...، چه بگويم...

تو که می دانستی من بيدی نيستم که به اين بادها بلرزم...!

تو که می دانستی سنگتر از آنم که به اين تکانها بجنبم...!

تو که می دانستی يخ تر از آنم که با اين شعله ها آب شوم...!

از تو توقع نداشتم خدا...، از تو توقع نداشتم!

خودت شروع کردي...، خودت هم تمامش کن! من هيچ مسؤوليتی قبول نمی کنم! بيخود اسم من را پای هيچ کدام از اين برگه ها نزن...! انکار می کنم!

حکمت از خودت بود...، نتيجه اش هم مال خودت! برای من همين بچه شدن کافيست!

شاکيم خدا! شاکيم!

بايد تلافی کني...،‌بايد از دلم در بياوري...،‌ بايد جبران کني! می خواهم ببينم! می خواهم حس کنم دست مهربان نوازنده ات را...،‌ افشا مهربانی کن...، عيان مرحمت کن...، وگرنه نمی بخشمت!

امشب بچه شده ام، صادق، دل نازک، فراموشکار...، خودخواه!

...

...

...

واي...، چه کردم با تو ساکت جان! من بی تقصيرم...،‌ مرا ببخش! هر چه فرياد داری بر سر خدا بکش!

 

نوشته شده توسط وقتی ساکت کوچيک بود به تاريخ ۱۰-۱۵ سال قبل!

/ 20 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سياوش

پس تو از بچگی سنگ نبودی .... بعدنا سنگ شدی.... هروقت دلت گرفت يآد بهنام بیفت بدجوری دل بازکنه... بابا پلوپز دار.......

بال پرواز

سلام احساس بچگی همان حس لطيف سبکبالی است که مخصوص کودکان است و آنان بدين جهت سبکبالند چون پاکند ... ورود شما به دنيای زيبا و معصوم کودکان مبارک ... شاد باشيد ... التماس دعا ... يا علی

طلوعی تا فردا !

هر چه فرياد داريم بر سر خدا می کشيم ... او تنها فريادرس ماست . بچه گانه می نويسم . پاک و خالص . در پناه حق . نيکو .

زهرا

با زبان بچه گانه ؟!....يادم نمی آيد وقتی بچه بودم بر سر خدا فرياد کشيده باشم!

نیوشا

سلام راستش را بخواهی این روزها کار من شده دعوت کردن از عزیزان و خواستم شمارا نیز دعوت کنم که به کلبه محقرم تشریف فرما شوید . امیدوارم دعوتم را بپذیرید. منتظر نظر شما هم هستم . موفق باشی

پريا

سلام .. انشاءالله به همه خواسته هات برسی

ترانه مجهول !!!

تولدتون بيده ؟ مبارک باشه چرا اينقدر بی خبر ؟ خواهر کوچيکه !

در اوج تنهایی

سلام !‌ تولد تولد ! ولی چه قدر اينجا بی حال بيده ): در هر صورت زنده باشین ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال D: